محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6138
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آمل هجوم برد كه در مجاورت كلار و سالوس ، بر دامنه ، نخستين شهر طبرستان ، است . ابن اوس از ساريه سوى آمل رفت كه مىخواست حسن بن زيد را از آن بدارد . دو سپاهشان در يك سوى آمل تلاقى كرد و پيكار ميانشان درگرفت . حسن بن زيد با جمعى از ياران و همراهان خويش از نبردگاه قوم به سوى ديگر شهر رفت و وارد آن شدند . ابن اوس به پيكار مردان حسن كه مقابل وى بودند سرگرم بود كه خبر يافت وارد شهر آمل شده و هدفى نداشت جز اينكه خويشتن را نجات دهد و به سليمان ملحق شود كه در ساريه بود . وقتى حسن بن زيد وارد آمل شده سپاهش انبوه شد و كارش بالا گرفت ، همه غارتيان و فتنه جويان از اوباش و چهارپا داران و ديگران به طرف وى سرازير شدند . پس حسن ، چنان كه به من گفتهاند ، روزى چند در آمل بماند تا خراج را از مردم آنجا وصول كرد و آمادگى گرفت ، آنگاه با همراهان خويش به آهنگ سليمان بن عبد الله سوى ساريه روان شد . سليمان و ابن اوس با سپاهيان خويش برون شدند و دو گروه بيرون ساريه تلاقى كردند و پيكار ميانشان درگرفت . يكى از سرداران حسن از آن سوى كه محل تلاقى دو سپاه بود به سوى ديگر شهر سارى رفت و با مردان و ياران خويش وارد آنجا شد ، خبر به سليمان بن عبد الله و سپاهيان وى رسيد كه هدفى جز نجات خويش نداشتند . گروهى از مردم آن ناحيه و ديگران به من گفتهاند كه سليمان بن عبد الله گريخت و كسان و عيال و بنهء خويش را با هر چه مال و اثاث كه در ساريه داشت ، بى مانع و مدافع به جاى گذاشت و تا گرگان درنگ نكرد . حسن بن زيد و يارانش بر آنچه او و سپاهيانش در آنجا داشتند تسلط يافتند ، اما عيال و كسان سليمان به من گفتند كه حسن بن زيد بگفت تا كشتىاى بياوردند و آنها را بر آن نشانيد تا به سليمان رسانيد